لطفا مرا ببینید

تا همین بیست سال پیش عکاسی کار دشواری بود که فقط در مراسم خاص انجام میشد. اصولا هم یکی از اعضای فامیل یک دوربین یاشیکا داشت که در مناسبتهایی مثل تولد، عقد کنان یا پیک نیک های خانوادگی، با خود می آورد و بایک حلقه فیلم بیست وچهارتایی یا سی وشش تایی _که همیشه هم چند فریم اضافه داشت_ آن روز خاص را ثبت می کرد.
بعضی ها هم که کمی خوش ذوق بودند ، گاهی یک دوربین از کسی قرض می کردند و برای دلشان عکس هنری می انداختند. مثلا وقتی من چهار یا پنج ساله بودم یک روز عمویم با دوربینی که عکس سیاه وسفید می انداخت، به خانه آمد واز من با گریم وژست های مختلف ،مثل پیرزن عینکی ، کابوی هفت تیر کش، خانم بزرگی که قلیان می کشد، زنی پای تشت رختشویی ، زنی چادر به سر وزنبیل به دست که به خرید می رود و.... عکس انداخت.
هنوز هم هر کسی آن عکس ها را می بیند بیشتر از هر چبز از این تعجب می کندکه من با آن سن وسال کم، چطور این همه گریم عجیب وغریب را با وسایل بدوی و ژست های دشوار  تحمل می کردم واجازه می دادم ، سوژه عکس های هنری عمویم باشم.
بیشتر از دو احتمال  را نمی شود در نظر گرفت، یا من بچه ای خوب وحرف گوش کن بودم ویا این که خیلی دوست داشتم مورد توجه واقع شوم و همه مرا ببینند،که مورد دوم به واقعیت نزدیک تر است.

/ 10 نظر / 73 بازدید
نگار حکمت آرا

جانـــــــــــم

ابوالفضل غلامی

آره ، یادش به خیر و صد حیف که چقدر خاطره ها ثبت نشدن به خاطر این بی دوربینی

م.ش

کاش من هم چنین عمویی داشتم که لااقل یک عکس از دوران کودکی به یادگار داشتم

مهدی

واقعا یادش بخیر!! میمردیم و زنده میشدیم تا اون حلقه تموم بشه و عکسا ظاهر بشه تا بتونیم نتیجه دستاورد به اصطلاح هنری خودمون رو ببینیم!!

دکتر تایماز نوری

یه چیزی من رو اینجا حیران و سرگردون کرد نوشته شده توسط فریناز مختاری؟!!! بالاخره نیلوفر لاری پور با خواهران در وبلاگ خودش در نوشته مختاری چیکار میکنه؟ اول اینو یکی جواب بده تا بعد بریم سر اینکه کودک درون شما چقدر خوش عکس هست و سوژه عمو هنر دوست

شب زده

با سلام و عرض ادب ...با یه ترانه دعوت هستید...منتظر نظرات ارزشمند شما هستم http://shabzade64.mihanblog.com/

نفس

سلام مرسی از وبلاگ عالیتون خیلی از خوندن مطالب قشنگش لذت میبرم فقط خانم مختاری مثل اینکه شما هم زیاد وقت ندارین بیاین آپ کنین در ضمن نظر چند روز پیشم هم تایید نشده کاش بیشتر واسه ما وقت بزارین آخه من عاشق شعراو نوشته هایه خانم لاری پور هستم ولی من ایشونو نمی تونم از نزدیک ببینمو بهشون اینارو بگم. با آرزوی سلامتی و شادکامی برای شماو خانم لاری پور

مهدیه

سلام خانم لاری پور نازنین خیلی خوشحالم که وبلاگ تون رو پیدا کردم. من یه ترانه سرا و شاعر جوانم. می خواستم ازتون راهنمایی بخوام که برای فروش ترانه هام باید چی کار کنم؟ ممنون می شم اگه کمکم کنید.