مرثیه

کی میتونه جای اسمت, توی شعر من بشینه
توی این مرثیه امشب, جای اسمت نقطه چینه
طرح ساده ی نگات دفتر خاطره هات
مثله سایه روی خاک افتاده
بی تو از گریه پرم لحظه هارو میشمرم
آسمون بی تو پر از فریاده
آسمون بغضتو بشکن اون دیگه برنمیگرده
"نفس های گرمش امشب" همنفس با خاک سرده
آسمون بغضتو بشکن اون دیگه بر نمیگرده
"نفس های گرمش امشب" همنفس با خاک سرده
قاب عکست روبرومه دارم از نفس میفتم
باورم نمیشه اما من برات مرثیه گفتم
آسمون بغضتو بشکن اون دیگه برنمیگرده
"نفس های گرمش امشب" همنفس با خاک سرده
آسمون بغضتو بشکن اون دیگه برنمیگرده
"نفس های گرمش امشب" همنفس با خاک سرده

/ 4 نظر / 52 بازدید
شهاب

قاب عکست روبرومه... دارم از نفس میُفتم... باورم نمیشه اما... من برات مرثیه گفتم...[ناراحت] بانو، هنوز هم با آلبوم "مسافر" و ترانه های شما زندگی میکنیم... [گل]

شهاب

با افتخار این صفحه رو لینک کردم... به امید همکاری مجدد بانو و شادمهر عقیلی، برای خلق مجدد آثاری ماندگار...[گل]

محمد

درود بر شما می خواستم بدونم خانم لاری پور چه روزهایی در فرهنگ سرای ارسباران حضور دارند با تشکر

محسن موسوی

می ترسم باز از این جمله کلیشه ای استفاده کنم که وااااااااااای نمی دونستم اینم شاهکار شماست نیلوفر جان!!!!!!برای اولین بار زمستان 90 تو خیابون چمران شیراز این آهنگ و گوش دادم. واقعا تکونم داد 3بار ریپیتش کردم.کم پیش میاد یه آهنگی بار اول به دلم بشینه اما این ترانه بار اول به دلم نشست. بعد از اون من بودم و نیمه شب های شیراز و خیابون خلوت و این ترانه که خوارک غم غربت و دور از خونه بودن و زندگی دانشجویی بود.