علامت سوال

یه پنجره با یه قفس ، یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو ، یه خاطرس همین و بس

تو این مثلث غریب ، ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر می رسم ، از اونور شب اومدم

یه شب که مثل مرثیه ، خیمه زده رو باورم
میخوام تو این سکوت تلخ ، صداتو از یاد ببرم

بزار کوله بارم روشونه شب بزارم
باید که از اینجا برم ، فرصت موندن ندارم

داغ ترانه تو دلم ، شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس ، منتظر پر زدنم

من از تبار غربتم ، از آرزو های محال
قصه ما تموم شده ، با یه علامت سوال

بزار کوله بارم روشونه شب بزارم
باید که از اینجا برم ، فرصت موندن ندارم

/ 5 نظر / 48 بازدید
مسعود

تبریک[لبخند] موفق باشید

mohamad

خانوم لاری پور شما دیگه چرا !؟ شما که میدونید آهنگساز و تنظیم کننده این آهنگ خود شادمهر هست از شما بعید بود

یاسر

سلام فریناز خانم خوبید؟فریناز خانم تنظیم این کارو خود شادمهر انجام داده

مرآت

این ترانه معرکس...فوق العادس...نمیدونستم اینم مال شماست...

علی

واقا ترانه ها و آهنگای قدیمی تر باب دل بودن، چقد خوب میشد دوباره شادمهر با خانم لاری پور همکاری کنن[گل] راستی فریناز خانم ،خانم لاری پور خودشون هم سر میزنن؟ ممنون به خاطر زحمتاتون فریناز خانم[گل]