راز

یه زخم کهنه روی بالم یه آسمون که چشم به رام نیست

به غیر واژهء غریبی چیزی توی ترانه هام نیست

حتی یه آینه پیش روم نیست که اسمم و یادم بیاره

تنهاترین مسافر شب تو خلوتم پا نمی ذاره

ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو تو هم کنارم نمی مونی

دل من از نژاد عشقه از تو و از ترانه لبریز

یه دنیا غم توی صدامه مث سکوت تلخ پاییز

من یه پرنده ی غریبم ، من از نژا د آسمونم

میون این همه ستاره من یه شهاب بی نشونم

ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمی دونی...

/ 6 نظر / 12 بازدید
مهدی بهروزی

اولا تبریک می گویم به خاطر راه اندازی وبلاگ رسمی. دوم اینکه هر ترانه ای داستانی دارد، کاش داستان ترانهها را هم بنویسید. ممنون.

بهار

سلام خوشحالم که وبلاگتونو پیدا کردم... تک تک شعر و ترانه هاتونو با دل و جونم میخونم[گل]

saman

khanome laripoor kheyli 2set daram va hamishe pegire karat hastam. khaste nabashi

saman

khanome laripoor kheyli 2set daram va hamishe pegire karat hastam. khaste nabashi

هیوَر

درود بر روح ناصر عزیز و ارزوی سلامتی برای نیلوفر لاری پور

...

من خیلی این ترانه رو دوست دارم. شعراتون خیلی قشنگه خانم لاری پور بهتون تبریک میگم