خبرگزاری میراث‌ فرهنگی- گروه فرهنگ و هنر- ترانه‌سرایی بعد از انقلاب، از اواسط دهه 70 تا اوایل دهه 80 شمسی دوران طلایی را گذراند. صاحبان اندیشه در این سال‌ها فرصت اظهارنظر و بیان اندیشه‌هایشان را یافتند و فرهنگ و هنر در کشور دوران خوبی را تجربه کرد. تاریخ ترانه‌سرایی در این سال‌ها با نام‌های فراوانی از زنان و مردان خوش‌فکر گره خورد. هرچند نام‌هایی که در آن دوران و بعضا دوران گذشته‌تر درخشیدند به‌ناگاه خاموشی گزیدند و ترانه‌سرایی خانه نشینی اختیار کرد. اما ترانه سرایان آن سالها به رغم خانه نشین‌شدن ترانه‌هایشان، راه‌های سخت موفقیت را در زمینه‌های دیگر طی کردند.

 

"نیلوفر لاری پور" یکی از همان ترانه‌سرایان که این روزها، نویسندگان برنامه پربیننده تلویزیونی رادیو هفت را سرپرستی می‌کند و از دنیای ترانه و ترانه سرایی از سر ناچاری فاصله گرفته است؛ از ترانه هایی که در گلویش بغض شدند می‌گوید و از کودکی یتیم که نه شعر قبولش می کند و نه موسیقی. گفت و گوی ما را با وی می خوانید:

 


خانم لاری پور، از حال و هوای این روزهایتان بگویید؟ چه کاری انجام می‌دهید؟

این روزها کار خاصی انجام نمی دهم. همه کاری انجام می دهم به غیر از ترانه گفتن، و ترانه شنیدن.

 

معتقدم هر ترانه سرا، آهنگساز و خواننده باید بتواند فعالیت کند. در حال حاضر فضا برای کسانی که از رابطه استفاده می کنند و نه ضابطه مهیاست.

در حال حاضر مشغول برنامه تلویزیونی رادیو هفت هستم و در آنجا سرپرستی نویسندگان را برعهده دارم. کارگاه ترانه دارم که چندین هنرجوی جوان آنجا هستند . در کارگاه درباره ترانه صحبت و بحث می کنیم. ترانه می‌خوانیم و می‌شنویم. اما به صورت حرفه‌ای من و ترانه سرایی مدتهاست همدیگر را به حال خودمان رها کرده ایم و منتظریم ببینیم چه اتفاقی می افتد.

 

به نظرمی‌رسد روزهای خوبی برای فرهنگ و هنر و ترانه سرایی فرا رسیده است و شرایط و فضا برای فعالیت باز شده است آیا فکر می‌کنید ترانه سرایی نیز به این شرایط نزدیک شده است؟

نمی‌شود قضاوت کرد. تا اتفاقی نیفتد نمی توانم پیش بینی کنم. اما شخصا معتقدم فضایی که در سال های 76 تا 84 بر جامعه حاکم بود به چند دلیل دیگر تکرار نخواهد شد. حتی اگر در وادی هنر همان آزادی‌ها به هنرمندان اعطا شود باز آن فضا دیگر ایجاد نمی‌شود. تنها می‌توانم بگویم که از هشت سالی که به سختی گذشت فضای بهتری خواهیم داشت.

 

از دلایلی بگویید که دیگر فضای سالهای 76 تا 84 برای ترانه سرایی تکرار نمی شوند؟

آن زمان همه چیز نهادینه تر بود. هرکسی جای خودش بود. آن زمان این حس را نداشتی که هرکسی بی دلیل و نامربوط به جمع اضافه شده است. ارتباطات و بازی هایی که این سالها ایجاد شدند نیز وجود نداشت به همین خاطر بود که همه چیز داشت خیلی درست و خوب پیش می رفت. هنوز وقتی به آلبوم هایی که در آن سالها تولید شدند نگاهی می اندازم به خود می بالم. خیلی خوشحالم که در شناسنامه آلبومی که آن سالها تولید شدند نام خودم را می بینم. اما در حال حاضر در بسیاری از آلبوم ها وقتی نام خود را می بینم شرمنده می شوم. این روزها شاید چیزهایی را بپذیرم اما معتقدم فضا، فضای خوبی نیست. عقیده دارم تشکیل یک انجمن صنفی زیرنظر خانه موسیقی یا شعر می‌تواند خیلی به ترانه سراها و ترانه سرایی کمک کند.

 

در عین حال که ترانه سرایی گونه ای سخت تر از انواع شعر است و باید بتواند خیلی از فاکتورها را حفظ کند تا به ترانه ای ماندگار تبدیل شود اما هیچکس سرپرستی آن را قبول نمی کند. ترانه کودکی یتیمی است که نه شعر قبولش می کند و نه موسیقی. به همین خاطر است که گاهی هرکسی می آید و می گوید من ترانه سرا هستم و بعد از آن با ارائه چندین کار در جاهای مختلف مثل اینترنت، یا تولید و پخش لوح فشرده، فکر می کند ترانه سرا شده است. حتی برخی نیز کلیپ درست می‌کنند و آن را برای پخش به شبکه ها می‌فرستند و فکر می کنند ترانه سرا، خواننده و یا آهنگساز شده اند. در حال حاضر چفت و بستی وجود ندارد . باید نهادی متصدی اینکار باشد و جلوی این قبیل تولیدات را بگیرد.

 

معتقدم هر ترانه سرا، آهنگساز و خواننده باید بتواند فعالیت کند. در حال حاضر فضا برای کسانی که از رابطه استفاده می کنند و نه ضابطه مهیاست.  متخصصانی که برای رسیدن به جایگاهشان رنج ها برده اند و سختی ها کشیده اند خانه نشین شده اند. تا انجمنی صنفی تشکیل نشود و جلوی خیلی از کارها گرفته نشود ترانه سراها، آهنگسازان و خواننده های خوب ما خانه‌نشین هستند اما چرخ چنین ماجرایی کماکان می چرخد.

 

فکر می کنید ترانه سرایی برای موسیقی باید به چه سمتی هدایت شود تا هم دوران طلایی فرهنگ و هنر تکرار شود و در عین حال از تکرار در ترانه سرایی نیز پرهیز شود؟

معتقدم تکرار در هر چیزی بد نیست. اگر هنرمند کار واقعی‌اش را انجام دهد هیچوقت تکرار نمی‌‌شود. هنوز هم ما شعرهای قدیمی را می‌خوانیم و از خواندشان لذت می‌بریم. هرچند همه سخن از زلف یار گفته اند اما هیچگاه تکرار را در کارهای قدما نمی بینیم. ترانه سرایی در ایران بعد از انقلاب دوران خوبی را از نیمه دهه 70 تا اوایل دهه 80 تجربه کرد. به طور کلی در موسیقی آن سالها اتفاقات خوبی رقم خورد.

 

لاری پور

در عین حال که ترانه سرایی گونه ای سخت تر از انواع شعر است و باید بتواند خیلی از فاکتورها را حفظ کند تا به ترانه ای ماندگار تبدیل شود اما هیچکس سرپرستی آن را قبول نمی کند.

اما در مورد تکرار، هرچند معتقدم نوآوری چیز خوبی است و باید در همه زمینه ها وجود داشته باشد اما این روزها تعریف نوآوری نیز عوض شده است. عده ای به اسم نوآوری از آن طرف بام می افتند.

 

معتقدم موسیقی و مخصوصا ترانه تا متولی جدی نداشته باشد سرپا نمی شود. تشکیل انجمن صنفی خیلی از مشکلاتی را که امروز وجود دارد از بین می برد. عضویت ترانه سرایان و علاقمندان واقعی ترانه در این انجمن صنفی باعث می‌شود که دیگر ترانه و به طور کلی موسیقی از سر بی صاحبی به نابلدانی که داعیه ترانه سرایی ، آهنگسازی و یا خوانندگی دارند داده نشود.

 

همیشه شکل خوب موسیقی با اقبال از سوی مردم روبه رو شده است. مردم همیشه از موسیقی خوب استقبال کرده‌اند و آن را خواسته‌اند. هرچند که منظورم از موسیقی خوب، به آن دسته از کارهایی که مدتی به بازار می آیند و با استقبال مواجهه می شوند و بعد از گذشت 2 ماه دیگر همان علاقمندان حاضر نیستند به آن گوش دهند، نیست. کما اینکه معتقدم باید موسیقی تولد، موسیقی عروسی و جشن هم وجود داشته باشد زیرا قرار نیست همیشه و در همه جا افراد موسیقی فاخر و بعضا تلخ گوش دهند . در عین حال عمیقا معتقدم سبک های موسیقی که برای تولد ، موسیقی و نظیر این موضوعات هست باید چهارچوب داشته باشد .

 

با تمام اینها، نمی دانم که قرار است چه اتفاقی بیفتد . نمی دانم که ترانه سرایی و فضای فرهنگ و هنر قرار است به کدام سمت برود. اما اتفاقی که برای خودم در این چهار سال افتاد خیلی تلخ و دردآور است. بارها با من تماس می گیرند و می گویند باید نامم را در ترانه ها عوض کنم. فکر می کنم تا زمانیکه ما درگیر نام ها هستیم هیچ اتفاق مثبتی رقم نمی خورد. وقتی این قبیل اتفاقات برای ترانه‌سرایان و ترانه‌سرایی می‌افتد ، افراد درجه 10 در زمینه ترانه بالا می آیند و فضا اینگونه می‌شود که فکر می‌کنیم هیچ چیزی سرجایش نیست. زیرا قرار است نیلوفر لاری پور، روزبه بمانی، یغما گلرویی و افشین یداللهی نباشند. قرار است نام مونا برزویی و خیلی های دیگر هم نباشد. وقتی اینها نیستند طبیعی است نام هایی در شناسنامه آثار تولید شده قرار می گیرند که وقتی قرار می‌شود تاریخ ترانه نوشته شود آن عده‌ای که  باعث شدند این افراد نباشند شرمنده می‌شوند. واقعا شرمنده می‌شوند از اینکه این فضا را ساختند.

 

نیلوفر لاری پور چه حسی داشت وقتی 4 سال ترانه نگفت؟

ترانه هایم خوانده شدند اما کسانی که ترانه هایم را خواندند کسانی نبودند که احساس لذت در کارم را به من بدهند. کارهایی ساخته شد که نه ملودی و نه تنظیم و نه خوانندگی آن به گونه ای نبود که من از آن توقع داشتم و از کارهایم شنیده بودم. به همین خاطر هیچگاه و هیچ کجا به غیر از اینجا آن را مطرح نکردم.

 

طبیعی است که حس خیلی بدی داشتم و هنوز هم دارم. در طول این سالها به خصوص چهار ساله اخیر، وقتی 80 درصد آهنگسازانی که جزو دوستانت به حساب می آیند و قبلا برای اینکه از ترانه‌هایت استفاده کنند با هم مسابقه می‌دادند به یکباره به موجوداتی تبدیل می‌شوند که با ترانه سرایان درجه 10 کار می کنند طبیعی است که حس خیلی بدی دارم.

 

نمی دانم که چرا این اواخر آهنگسازان با ترانه سرایانی کار کردند که نامشان خیلی کوچکتر از نام آنها بود. نمی‌دانم خیلی سخت است که آهنگساز و ترانه سرا همطراز باشند؟ نمی‌دانم که چرا آهنگسازان سعی دارند نام خود را اعتبار آن موسیقی و آن ترانه بدانند. و از اینکه با ترانه سرایانی که همطرازشان هستند کار کنند پرهیز می کنند. این سالها دیدم که هر ترانه سرایی که در سال‌های خوب فرهنگ و هنر فعال بودند دیگر حضور نداشتند. بسیاری از ترانه سرایان حرفه ای خیلی زود و در زمانی که سن بازنشستگی‌شان نبود بازنشسته شدند. شاید مسن‌ترین ترانه‌سرایان بازنشسته نیلوفر لاری پور و افشین یداللهی هستند که دهه ابتدایی 40 را طی می‌کنند.

 

به نظر می‌رسد بیشتر آهنگسازان می‌خواهند با ترانه سرایانی کار کنند که وقتی می‌گویند می‌خواهیم بخشی از ترانه‌ات را حذف کنیم حرف شنوی دارند . طبیعی است من و دوستانی که نامشان دیرزمانی است در ترانه سرایی وجود ندارد این قبیل خفت ها را در کارمان قبول نمی‌کنیم. ما ترجیح می‌دهیم سراغ کارهایی برویم که مطمئن باشیم اعتبار، شخصیت و احتراممان در آن حفظ می‌شود.

 

امیدوارم اتفاق خوبی در دولت جدید رقم بخورد. اما معتقدم هنوز خیلی زود است که بخواهیم در مورد دولت جدید، ارشاد جدید و موسیقی در دوره جدید قضاوت کنیم. نمی دانم اما ته دلم چندان روشن نیست که اتفاق خوبی که منتظرش بودیم رخ دهد. زیرا چیزهایی در این هشت سال ظهور کرد که پاک کردنشان نه فقط در حوزه هنر بلکه در دیگر حوزه ها نظیر اقتصاد، فرهنگ و روابط اجتماعی زمانبر است. اینها چیزهایی نیستند که در طول دو سه ماه به نتیجه برسند.

 

گفت و گو از مژده نوروزی

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٥ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ توسط فریناز مختاری نظرات () |