گفتم مرا هم ببر.
جای زیادی نمی گیرم.
گوشه چمدانت،
توی جیب کتت،
نه....
اصلا فقط نامم را بنویس
گوشه یکی از کتاب هایی که هرگز نمی خوانیش.

خداحافظی هم نکردی.
با هر تصمیم احمقانه ای،
احساس غرور می کردی.
حالا وقت داری،
مغرورانه
تا قیامت نقش یک احمق را بازی کنی.
مثل آن روزها که من نبودم.
این روزها که نیستم.
و فردایی که به دنبالم میگردی،
احتمالا...........

منتظرت نیستم.
کسی به من گفت:
اگر منتظر نباشی باز می گردد.
حماقت شکل های مختلفی دارد.
من
تو
وآن کس که گفت منتظرش نباش،
بر می گردد.
_____________________________-
نیلوفر لاری پور

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۱۳ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ توسط فریناز مختاری نظرات () |